عبد الجليل قزوينى رازى

137

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

بشرح حاجت ندارد . امّا تق ؟ ؟ ؟ ه ؛ دفع مضرّت باشد از نفس و دگر مؤمنان اگر مضرّت معلوم باشد و اگر مظنون به ترك حركتى يا لفظى كه نقصان ايمان نكند چنان كه عمّار ياسر كرد در عهد هجرت رسول صاحب شريعت و ديگر صحابه « 1 » و شيعه بدان مخصوص و منفرد نباشند و نه خواجه پيش ازين خود را سنّى مطلق خواندى اكنون از بيم تركان مركّب كرده است و خود را « حنفى سنّى » مىخواند و تقيّه همين باشد . و آن كلمه كه ايراد كرده است در حقّ امير المؤمنين على عليه السّلام اگرچه بر طريق حكايت است مستوجب لعنت و عقوبت است كه او سر همهء مؤمنان است و امام همهء متّقيان ؛ و لم يشرك باللّه طرفة عين ، و لم يداهن فى دين اللّه البتّة ، و نعت او اين است كه : يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ « 2 » و هو أعلم النّاس بعد رسول اللّه و أفضل المهاجرين و الأنصار ، و قائد الغرّ المحجّلين على رغم الخوارج و المتردّدين ، فذاك مولانا أمير المؤمنين ، و الحمد للّه ربّ العالمين . آنگه گفته است : « فصل - از شرف الاسلام « 3 » در اصفهان پرسيدند كه : چه گوئى در ملحدى و رافضيى ؟ - گفت : شما يكى كار بكنيد و از ميان دو برادر سخن مگوئيد » . امّا جواب اين كلمات آن باشد كه ممكن باشد چنو بزرگى اين اجرا نكرده باشد و اگر از براى طراوت سخن و تهييج عوام و رونق خود بتعصّب سخنى گويد « كلام العدى ضرب من الهذيان « 4 » » گفته‌اند و اين سخن را دو معارضهء سره هست : يكى آنكه - در شهور سنهء خمسين و خمسمائة « 5 » مرا روز آدينه بمدرسهء

--> ( 1 ) - ح د : « و ديگر صحابه و اهل البيت » . ( 2 ) - از آيهء 54 سورهء مباركهء مائده . ( 3 ) - ح د : « شرف الاسلام را » ع : « و شرف الاسلام » . ( 4 ) - عجز بيتى است از متنبى و صدرش اين است : « و للّه سرّ فى علاك و انما » و بيت دوم از قصيده‌ايست در مدح كافور ( رجوع شود به ديوان متنبى ص 512 از العرف الطيب » . ( 5 ) - ع ث ب : « در شهور سنهء خمسين مرا » ح م : « مرا در شهور سنهء خمسمائه » و در ذيل اين عبارت در ص 102 چاپ اول نوشته‌ام « عبارت خمسين و خمسائه در دو نسخه : « خمسمائه » فقط ( بدون : « خمسين » ) و در نسخهء ثالثه : -